تبليغاتX
ღ♥ღ من ِ او ღ♥ღ

ღ♥ღ من ِ او ღ♥ღ
یک فنجان قهوه کنار برج ایفل در کافه مسیو پرنر


"یه پایان ِتلخ، بهتر از یه تلخی ِبی پایانه..."*

.

.

پی.اس1:*این معروفترین دیالوگ فیلم درباره الیه... جمله ای که زمان اکران فیلم خیلیا تو وبشون نوشتنش... امروز برای بار دوم درباره الی رو دیدم و دیدم حالا که خوردم به پیسی موضوع، این جمله رو بنویسم...

پی.اس2: و درد هنوز دامنه دارد... و چه دامنه صعب العبوری...

پی.اس3: این باد بی قراری وقتی می وزد، انگار بوی رفتن می آید...

پی.اس4: من از تو ناگزیرم...

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 23:56 توسط مسافر |


نمیدونستم چی باید برای این پستم مینوشتم دو سه تا مطلب نوشته بودم اما خوشم نیومده بود... مونده بودم چه جوری آپ کنم و بگم هنوز زنده م. بالاخره امداد غیبی رسید و امروز وقتی وبلاگهای دوستان رو نگاه میکردم رسیدم به عروسک کوکی و دیدم چی بهتر از این:

 

معنای این همه سکوت چیست؟

من گم شدم در تو

یا تو گم شدی در من؟

ای زمان...*

.

.

پی.اس1: *حسین پناهی

پی.اس2: هفته پیش بیگانه آلبرکامو رو خوندم... شد جزء کتابای محبوبم... بعید نیست بعد از مسافر، بیگانه شوم!!! حسش باشه بعدا ازش بیشتر مینویسم...

پی.اس3: به قول سلن دیون: I’m Alive ...  I feel that I’m alive When you look at me

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388 11:18 توسط مسافر |


"فکر می کنم این سرنوشت من است که هر چیزی در زندگی­ام باید پیچیده باشد. گاهی فقط آرزو میکنم ای کاش اوضاع کمی آسان­تر باشد."

                                                                      روبرت انکه (دروازه بان تیم ملی آلمان)

.

.

پی.اس1: انکه هفته پیش خودکشی کرد و مرد...

پی.اس2: این یه قانونه: آخر خنده، گریه س...

+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388 12:13 توسط مسافر |


این هفته تا همین جا یه هفته رویایی داشتم... واقعا رویایی... انگار همه چیز خواب باشه... حالم خوب بود و اوضاع همون جوری پیش میرفت که من میخواستم... هرچی فکر کردم دیدم تو این چند ماهه واقعا مثل این یه هفته و خصوصا امروز انقدر بهم خوش نگذشته بود و خوشحال نبودم...هرچند که همیشه پایان هر خنده ای یه گریه هست و برعکس... اما خداروشکر که خندیدم... خداروشکر...

مجتمع اداری بوستان... کوچه ای که همه توش مکانیکی دارن و ادم رو بدجور نگاه میکنن... دیوارای کاهگلی... چادرای گل گلی سفید... قبرای خوشگل و خوشتراش... باد سرد... زیارت... خانمی که انگار ارث پدرش رو خوردم... باد سرد... شکلاتی که مثل اسمارتیزی بود که پسر عموت رو کشت... انگشتر حرز من... گوشی که عکس قلب روشه و مهدی و مرتضی بهش اس داده­ن... باد سرد... کبوترهای گرسنه که تک و توک توشون سفید پیدا میشه... بچه هایی که دوست دارن کبوترا رو بگیرن... کتاب خوشگل فارسی من و اندیشه اسلامی...کارگرایی که سعی میکردن انقدر بکنن تا به من برسن... بسته نمکی که فکر کردم شکر پنیره... باد سرد... دستای یخ کرده... خورشید لای درختا... به به ای که وقتی یه زوج جوون کنارم نشستن شنیدم... باد سرد... انگشترای 400 تومنی که به عنوان سوغاتی میخواستم... مزدا تیری...

سعی میکنم یادم نره...

ابی یه آهنگ داره به اسم با تو...فکر میکنم قدیمیه تقریبا... آهنگ رو گوش میکنم و پست رو میبندم:

با تو انگار تو بهشتم/ با تو پرسعادتم من

دیگه از مرگ نمیترسم/ عاشق شهامتم من

اگه رو حصیر بشینم/ اگه هیچ نداشته باشم

با تو من مالک دنیام/ با تو در نهایتم من...

.

.

پی.اس1: یکدو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود/ وزلب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود...

پی.اس2: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند...

پی.اس3: چه چیزی بالاتر ازین که کسی را دوست داشته باشی و هویتت را با او تقسیم کنی...

پی.اس4: سعی میکنم متن دکلمه پی.اس 3 رو تو پست بعدی بنویسم... عالیه...

پی.اس5: میدونی چیه هر چقدر هم خوشت نیاد اما امروز بارون رو کم داشت... کاش اقلا نم نم میومد...

پی.اس6: تو تعبیر رویای نادیده ای، تو نوری که بر سایه تابیده ای...

پی.اس7: دیشب فال حافظ و رویا... یادته؟ پی.اس1 رو میگم...تو تعبیر رویای نادیده ای...

پی.اس8: مرا با نگاهت به رویا ببر...

پی.اس9: دانلود کن: رویای نادیده (شب آفتابی) از محمد اصفهانی... 264 کیلو بایت...

پی.اس10: واقعا بعضی وقتا خیلی حال میده که ادم یه خواب خوب میبینه... درسته وقتی بیدار میشی ضد حال میخوری اما بازم حال میده... منو بیدار نکن... میخوام برای همیشه بخوابم...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 19:12 توسط مسافر |


_ یه معتاد وقتی بهش مواد نمیرسه کلافه میشه عصبی میشه آشفته میشه افسرده میشه...

عادت داشتم تقریبا هر روز یکی دو اپیزود از لاست رو میدیدم اما چند روزی میشه که به دلیل گم شدن دو تا از دی وی دی ها تو خماری موندم...

دلم برای سایر و خنده هاش و حرکات لبهاش، برای جان لاک و هیجان هاش و چشمای گرد شده ش و برای چارلی و سرخوشیش یه ذره تنگ شده...

دلم برای شخصیت های دوست داشتنی و کسانی که باهاشون همذات پنداری میکنم یه ذره تنگ شده...

.

.

پی.اس1: قبلا گفتم خیلی کم پیش میاد فیلم ببینم و با کسی همذات پنداری نکنم... از همون سیزن یک تا الان که اواخر سیزن سه هستم انتخاب بین سایر و لاک و چارلی برام سخت بود...

پی.اس2: دنیا چرخه دقیقی داره...

پی.اس3: تنها چیزی که نیاز داریم تا زنده بمونیم اینه که یه نفر واقعا عاشقمون باشه و تو منو داری... منتظرت میمونم... برای همیشه... دوستت دارم...

پی.اس4: پی.اس 3 نامه ایه که دزموند از پنی همراهش داره...یکی دو هفته پیش میخواستم بنویسمش که نشد...

پی.اس5: حالا من زنده میمونم ChangE ؟

پی.اس6: الان داشتم برای این پست دنبال عکس میگشتم؛ مطالبی که در مورد لاست نوشتن رو هم یه نگاهی انداختم... این جور که معلومه سیزن 4 و 5 هم خیلی قشنگن و ناراحت کننده...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 11:58 توسط مسافر |


خب دیگه کم کمک داشت فراموشم میشد:

مخمل صدات

هق هق گریه هات

بارون خنده هات

 

وقتی رفتی جاگذاشتی دلتو

با آرزوهام تنها گذاشتی دلتو

 

بی خبر به کجا، کجا جا گذاشتی دلتو

حالا که عاشقت شده دل، چرا تنها گذاشتی دلتو

 

آهای آوازه خون دیگه نخون که عاشقت منم
رفیق گریه هات، همدم تنهایی هات منم

 

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
هر چی هم بهش نصیحت می کنم
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه
میگه یا اسم آدم دل نمی شه
یا اگه شد دیگه عاقل نمی شه

بش میگم جون دلم

این همه دل توی دنیاس چرا

یه کدوم مثل دل خراب  صاب مرده ی من
پا پی خیال باطل نمی شه


چرا از این همه دل
یه کدوم مثل تو دیوونه زنجیری نیست
یه کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه
میگه یک دل مگه از فولاده
میگه یک دل مگه از فولاده
که تو این دور و زمونه چششو هم بذاره
هیچ چیزی نبینه یا اگه چیزی دید
خم به ابروش نیاره

نه دیگه نه دیگه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

.

.

پی.اس1: وقت بذارید دانلود کنید این آهنگ رو... پشیمون نمیشید... یه روز به دردتون میخوره... نه دیگه این واسه ما دل نمیشه...

پی.اس2: " حالا که عاشقت شده دل، چرا تنها گذاشتی دلتو " اینجاش رو چه مظلومانه میگه...

پی.اس3:  میگه یک دل مگه از فولاده ؟؟؟

پی.اس4: به خدا کم آوردم دیگه... کم آوردم...  چرا هیچکس نمیفهمه من چی میگم... چرا هیچ کس درکم نمیکنه... چرا نمیفهمن... چرا نمیتونم حرفمو به کسی بزنم... چرا نمیتونم بگم تو دلم چه خبره. چرا هیچ کسی پیدا نمیشه حرفمو بهش بزنم... چرا این بغض رها نمیشه؟... بدتر ازین نمیشم دیگه... نمیشم...

پی.اس5: ای وای دلم... دلم... دلــــــــ...

پی.اس6: یه لحظه چشماتو ببند...

پی.اس7: خوب ِدیروز... با تو هر روز... با تو از خدا میخونم...

پی.اس8: ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم...

پی.اس9: کسی نصیحت نکنه که اصلا حال و حوصله ندارما... آهنگ رو دانلود کنین و دوست داشتین تشکر کنین و برین... دوس نداشتینم که هیچی...

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388 0:35 توسط مسافر |


You Are My Waking Dream

You' re All that's Real To Me

You Are The Magic In The World I See

You Are In The Prayer I Saying

You Are In My Two My Names

You Are The Faith That Make Me Believe ...*

.

.

پی.اس۱: * آهنگ Dreams On Fire فیلم میلیونر زاغه نشین...

پی.اس۲: بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی... هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی...

پی.اس۳: بذار خیال کنم که تو دلتنگیات ... غروب که میشه یاد من میفتی...

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 13:21 توسط مسافر |


" آیا به بنده وکالت میدهید شما رو به عقد دائم و همیشگی "

.

.

پی.اس۱: یکی اینو تو گوگل سرچ کرده و رسیده اینجا...

پی.اس۲: ای خدا...

پی.اس۳: ۱۸/۸/۸۸... امروزم چهارتا ۸ داره... امروزم ۸/۸/۸۸ رو داره...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 11:2 توسط مسافر |


تو دیگه از کجا پیدات شد دزموند...

.

.

پی.اس۱: It doesn't matter what you do, you can't change lt...

پی.اس۲: No matter what you try to do, you just can't change it...

پی.اس۳: you can't change lt...

پی.اس۴: مهم نیست که سعی کنی چکار کنی... مهم اینه که نمیتونی تغییرش بدی... نمیتونی تغییرش بدی...

پی.اس۵: ویل لکل همزه لمزه...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 14:7 توسط مسافر |


شغلی که بیشتر پسر بچه ها دوست دارن وقتی بزرگ شدن اون کاره بشن…

دکتر؟

نه…

مهندس؟

نه…

آها فهمیدم… خلبان…

.

.

پی.اس1: جمعه شبا پارساپیروزفر حالم رو میریزه به هم…

پی.اس2: ای ستاره پر غرور من…

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388 11:1 توسط مسافر |