یک کشور ، یک تیم ، یک آرزو ...

بیشتر از 100 روزه که اینجا ننوشتم. هم گرفتاری و کمبود وقت، هم تنبلی و هم نداشتن اینترنت دلیل ننوشتنم بود. حدود یک ماهه که دوباره اینترنتم راه افتاده و این یک ماه درگیر جام جهانی بودم و طبق یه عقیده خرافی از تیمم ننوشتم تا بتونم بعد از قهرمانی ازش بنویسم...
شب خیلی خوبی بود دیشب... وقتی ماریو گوتزه دقیقه 113 روز 13 جولای سال 2014 گل پیروزی بخش آلمان رو زد رو ابرا بودم. انقدر که بالا پریده بودم... هنوز با گذشت 24 ساعت فکر میکنم خواب دیدم. این روزها با اینکه چند مشکل بزرگ تو زندگیم بوجود اومده اما در کل این روزها خوشبخت خوشبختم...
خیلی دوست داشتم از همون ابتدای جام از آلمان بنویسم. از همون 4 تایی کردن پرتغال تا 7 تایی کردن برزیل تو زمین خودش... اما به دلیل خرافاتی بودنم و اینکه اعتقاد دارم هر وقت از تیمم تعریف کنم می بازه چیزی ننوشتم. نه در وبلاگ نه پلاس و نه فیس بوق...
.
.
پی.اس: این نوشته مال فردای فیناله...

می گویند هیچکاک بعد از هر فیلمی که می ساخت، میگفت: "این فقط یک فیلم است" بد نیست بدانید که اینجایی که الان در آن حضور دارید یک وبلاگ است و هم به خودم و هم به شما یادآوری میکنم که: "این فقط یک وبلاگ است"...