
من یک پزشک متخصص زنان فوق العاده دارم که در گوش کردن همان قدر استعداد دارد که در معاینات روده ای. در حالی که سعی می کردم از شر این اضطراب دائمی خلاص شوم برای چک آپ سالیانه ام پیشش رفته بودم. ولی همین که سلام کردم زدم زیر گریه. همه چیز را برایش تعریف کردم و همه حرفی که ازش بیرون کشیدم یکی از آن نقل قول های بی خاصیتی بود که از هر سوم شخص بی طرفی بر می آید. با لبخندی گفت: "بالاخره همه چیز رو به راه میشه" برای لحظاتی دل نگرانی ام را فراموش کردم و ذهنم از کار ایستاد. "همه چیز رو به راه میشه" احتمالی ست که در مورد من صدق نمی کند...*
.
.
پی.اس1: * اعترافات یک تردست- تینا فی- مینا فرشید نیک- همشهری داستان خرداد 90...
پی.اس2: یادم نمیاد ماه رمضونی به بدی ماه رمضون امسال تجربه کرده باشم. خیلی بد بود. از همون روزهای اول تا روزهای آخر... از یه طرف آرزو می کردم زودتر تموم بشه از یه طرف هم دوست داشتم زمان متوقف بشه و عید فطر نیاد... امروز عید فطره و از امروز باید منتظر خبرهای بد باشم... باید خودمو آماده کنم تا... کاش قبل از رسیدن خبر...
پی.اس3: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا من کمتر وبلاگ بنویسم و بخونم و اینترنت گردی کنم... سرعت ذغالی به زور اجازه داد این پست رو آپ کنم...
پی.اس4: دور شدن از زندگی مجازی فکر نمی کردم انقدر دردناک باشه... فکر هم نمیکردم اصلا بشه ازش دور شد و به دوری ش عادت کرد... اما میشه به دوری از زندگی مجازی عادت کرد و این درد بزرگیه... درد بزرگیه زندگی در حقیقت...
پی.اس5: فیلم مرتبط با موضوع: بیوتیفول اثر ایناریتو...
پی.اس6: عکس: خاویر باردم در فیلم بیوتیفول...
پی.اس7: از صبح تا حالا درگیر آپ کردن این پستم. یا سرعت اینترنت پایین بود و عکس آپ نمیشد یا کامپیوتر بازی در میاورد...