از بهار تا فصل نارنجی ت....

زندگی من

تعبیر خواب تو بود

تعبیر کابوس و رویا

از بیم و امید

میان بودن و نبودنت

بانوی قشنگم!

من از بهار تا فصل نارنجی ت

روزها را شمرده

و به رفته ها سپرده ام

زندگی تو

تعبیر دلتنگی های من بود

برای گلی شکفته

که ناگاه

تقویم ورق خورد

تا در آغوشم جهان را پس بزنی

"دوستت دارم" را نفس بزنی

بلندبالا!

زندگی ما تعبیر هیچ خوابی نیست

من و تو

در بیداری دیگران

خوابیم

خوابی که تعبیرش

همین لبخند توست...*

.

.

پی.اس1: * عباس معروفی

پی.اس2: تولدت مبارک لاک پشت عزیز...

پی.اس3: پاییز امسال به نظرم خیلی زود داره تموم میشه... خوبه یا بد؟

پی.اس4: "فرهنگ نقل قول های مشاهیر" رو بالاخره گیر آوردم.

پی.اس5: دیروز فیلم "Drive" رو دیدم. این رایان گاسلینگ چه خوب بود و نمیدونستیم...

روز حســـــین...

چقدر  کوچه مون ساکت شد... از صبح که با صدای طبل و سنج بیدار شدم تا همین یکی دو ساعت پیش انقدر شلوغ و پرسرو صدا بود که برای دیدن مختار مجبور شدم صدای تی وی را تا اخر بلند کنم. اما الان پرنده هم پر نمیزند. پنجره را باز میکنم و نگاهی به کوچه میندازم. هوای سرد را حس میکنم. گوش م را تیز میکنم. صدایی نمی آید. جز صدای محو ماشین هایی که از اتوبان ستاری و حکیم رد می شوند... همه آرام شدند... یا مشغول خوردن ناهار هستند یا استراحت... بعضی ها هم خوابند...

ساعت نزدیک چهار بعدازظهر عاشوراست... تا الان حتما دیگر حر و مسلم و زهیر و وهب و نافع و بریر و واضح و جون و انس و ... شهید شدند. تا الان حتما حضرت علی اکبر، عبدالله بن مسلم، حضرت قاسم، حضرت عباس و بقیه جوانان هاشمی هم به شهادت رسیده اند... ساعت نزدیک 4 بعد از ظهر عاشوراست... حسین مانده و زنان و بچه ها... حضرت علی اصغر هنوز گریه میکند؟ عبدالله بن حسن احتمالا هنوز دستانش در دستان عمه است... ساعت نزدیک 4 بعدازظهر روز حسین است... حسین تنهاست و سی هزار کس از مومنان به جنگش میشتابند تا با ریختن خونش به خدا تقرب جویند*...

ساعت نزدیک 4 بعد از ظهر روز عاشوراست... کوچه خلوت و ساکت است... همه خسته از عزاداری مشغول استراحت اند... بعضی ها هم خوابند...

.

.

پی.اس۱: * سخنی از امام سجاد (ع) انتخاب شده از کتاب امالی – شیخ صدوق – مجلس هفتادم – شماره ده...

پی.اس۲: ديگر مکن به هيچ کجا گفتگوي آب... چون می رود به پیش همه آبروی آب...

پی.اس۳: گیرم که آنچه  در مقاتل نوشته اند فسانه ست... بوی خون می آید از مهر نمازم، این بوی چیست؟