طوفـــان...

یک شغل چه موقع مفید است؟ هر وقت به ما اجازه دهد رنج دیگران را کم و شادی شان را افزون کنیم. هرچند تصور این است که ما خودمان را موجوداتی ذاتا خودخواه می دانیم، اما به نظر می رسد تمایل به فعالیت معنادار در حوزه ی شغلی به اندازه اشتهایمان به پول و منزلت، بخش غیرقابل انکاری از ذات مان باشد...*

.

.

پی.اس1: * خوشی ها و مصایب کار – آلن دوباتن – مهرناز مصباح...

پی.اس2: پشتیبان شغلی م رو از دست دادم و روزهای سختی در پیش ه...

شب های روشن...

فقط یک شب دیگر به پایان سال 2012 باقی مانده.* هوای تهران سرد و آلوده است. به هر طریقی که شده از مدت ها قبل هماهنگ کرده ای که امشب، Shining (درخشش) کوبریک را در سالن سینما ببینی. ترافیک شدید ِخیابان ها نگرانت میکند اما به موقع میرسی و کمی بعد سروکله مسعود فراستی هم پیدا میشود. چراغ ها که خاموش می شوند همهمه جمعیت هم به سکوت تبدیل می شود. شروع فیلم صحنه های رانندگی جک و خانواده ش در جاده های زیبا و کوهستانی ست. تفاوت پرده و مانیتور را از همین ابتدا خوب حس میکنی. خوشحالی که تلاشت نتیجه داده...

از سالن که بیرون می آیی هوای تهران هنوز سرد است اما درخشش کار خود را کرده و تازه گرم شده ای. به این می گویند یک شب درخشان و به یاد ماندنی...

.

.

پی.اس: * یکشنبه 10 دی 91...

Hey you bastards! I'm still here…

وقتی به خودم برمی گردم تا فیلم زندگانی ام را انتخاب کنم می بینم از هزاران فیلم با شکل و ساخت و محتوای روشنفکری فقط سه فیلم تجاری در خاطرم به عنوان بهترین فیلم های زندگی ام به جای مانده است و خجالت هم نمی کشم به عنوان فردی که پایان نامه اش، فیلمی درباره "ژان پیر لئونی" رئیس سینمای فرانسه در مقام هم شاگردی اش بوده است و کسی که در مجلات معتبر، نقد فیلم می نوشته است، سه فیلم تجاری را به عنوان فیلم های زندگانی انتخاب کنم.

اولین فیلم، پاپیــــون به کارگردانی فرانکلین ج شافنر بود با بازی استیو مک کوئین و داستین هافمن. پاپیـــــون به دلیل کمی همذات پنداری، فیلم مورد علاقه من شد چون افراد مثبت نگر، سخت کوش، پرصبر و حوصله، افرادی که هرگز تسلیم نمی شوند و همیشه برای بهبود وضعیت عمومی در تلاش اند آنهایی هستند که من شدیدا دوستشان دارم و به همین دلیل هم در طول 40 سال گذشته شاید 20 بار این فیلم را دیده باشم، آن هم هر وقت که خلقم تنگ شده و خودم را نزدیک پرتگاه وادادن دیده ام...*

 

هرکسی باید همچین فیلمی داشته باشد. برای وقت هایی که زندگی شکستش می دهد یا وقت هایی که در آستانه سقوط قرار می گیرد و یا وقتی که چاره ای جز تسلیم ندارد... از اینکه بهمن فروتن هم پایپون را با همین دیدی نگاه میکند که من هم دیده ام حس خوبی پیدا میکنم. هر وقت خودم را نزدیک پرتگاه وادادن دیده ام دی وی دی پاپیون را میگذارم در دی وی دی درایو کامیپوتر و فیلم شروع می شود. هی پاپی! تو برمیگردی...

 

.

.

پی.اس1: * بهمن فروتن – مربی فوتبال و فارغ التحصیل سینما – ماهنامه 24 – دی 1391

پی.اس2: فیلم دوم بهمن فروتن "کاپریکورن یک" ساخته پیتر هایمز و فیلم سومش "گلادیاتور" ساخته ماندگار ریدلی اسکات است...

پی.اس3: تیتر، آخرین سکانس فیلم ست از زبان پاپیون...

زندگی خصوصی آقا و خانم میم...

از من می پرسد: "تو به چه امیدی زندگی می کنی؟"

به او می گویم: "به امید رسیدن روز چهارشنبه"

می پرسد: "بعدش چی؟"

بعدش پنجشنبه است و بعدش جمعه و زندگی ادامه دارد. همین که منتظرم، همین که زمان تبدیل به لحظه های بعدی شده – فردا، پس فردا، پسین فردا، هفته آینده- برایم کافی ست...*

.

.

پی.اس۱: * دو دنیا - گلی ترقی...

پی.اس۲: برای چهارشنبه این هفته...

پی.اس۳: تیتر، عنوان فیلمی ست از روح الله حجازی...