
وقتی به خودم برمی گردم تا فیلم زندگانی ام را انتخاب کنم می بینم از هزاران فیلم با شکل و ساخت و محتوای روشنفکری فقط سه فیلم تجاری در خاطرم به عنوان بهترین فیلم های زندگی ام به جای مانده است و خجالت هم نمی کشم به عنوان فردی که پایان نامه اش، فیلمی درباره "ژان پیر لئونی" رئیس سینمای فرانسه در مقام هم شاگردی اش بوده است و کسی که در مجلات معتبر، نقد فیلم می نوشته است، سه فیلم تجاری را به عنوان فیلم های زندگانی انتخاب کنم.
اولین فیلم، پاپیــــون به کارگردانی فرانکلین ج شافنر بود با بازی استیو مک کوئین و داستین هافمن. پاپیـــــون به دلیل کمی همذات پنداری، فیلم مورد علاقه من شد چون افراد مثبت نگر، سخت کوش، پرصبر و حوصله، افرادی که هرگز تسلیم نمی شوند و همیشه برای بهبود وضعیت عمومی در تلاش اند آنهایی هستند که من شدیدا دوستشان دارم و به همین دلیل هم در طول 40 سال گذشته شاید 20 بار این فیلم را دیده باشم، آن هم هر وقت که خلقم تنگ شده و خودم را نزدیک پرتگاه وادادن دیده ام...*
هرکسی باید همچین فیلمی داشته باشد. برای وقت هایی که زندگی شکستش می دهد یا وقت هایی که در آستانه سقوط قرار می گیرد و یا وقتی که چاره ای جز تسلیم ندارد... از اینکه بهمن فروتن هم پایپون را با همین دیدی نگاه میکند که من هم دیده ام حس خوبی پیدا میکنم. هر وقت خودم را نزدیک پرتگاه وادادن دیده ام دی وی دی پاپیون را میگذارم در دی وی دی درایو کامیپوتر و فیلم شروع می شود. هی پاپی! تو برمیگردی...
.
.
پی.اس1: * بهمن فروتن – مربی فوتبال و فارغ التحصیل سینما – ماهنامه 24 – دی 1391
پی.اس2: فیلم دوم بهمن فروتن "کاپریکورن یک" ساخته پیتر هایمز و فیلم سومش "گلادیاتور" ساخته ماندگار ریدلی اسکات است...
پی.اس3: تیتر، آخرین سکانس فیلم ست از زبان پاپیون...