شب های روشن...

فقط یک شب دیگر به پایان سال 2012 باقی مانده.* هوای تهران سرد و آلوده است. به هر طریقی که شده از مدت ها قبل هماهنگ کرده ای که امشب، Shining (درخشش) کوبریک را در سالن سینما ببینی. ترافیک شدید ِخیابان ها نگرانت میکند اما به موقع میرسی و کمی بعد سروکله مسعود فراستی هم پیدا میشود. چراغ ها که خاموش می شوند همهمه جمعیت هم به سکوت تبدیل می شود. شروع فیلم صحنه های رانندگی جک و خانواده ش در جاده های زیبا و کوهستانی ست. تفاوت پرده و مانیتور را از همین ابتدا خوب حس میکنی. خوشحالی که تلاشت نتیجه داده...
از سالن که بیرون می آیی هوای تهران هنوز سرد است اما درخشش کار خود را کرده و تازه گرم شده ای. به این می گویند یک شب درخشان و به یاد ماندنی...
.
.
پی.اس: * یکشنبه 10 دی 91...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:15 توسط مســ ــــــافر
|
می گویند هیچکاک بعد از هر فیلمی که می ساخت، میگفت: "این فقط یک فیلم است" بد نیست بدانید که اینجایی که الان در آن حضور دارید یک وبلاگ است و هم به خودم و هم به شما یادآوری میکنم که: "این فقط یک وبلاگ است"...