سه ساله...
داشت آماده میشد که حرف زدن را کاملا یاد بگیرد... داشت دندانهایش کامل میشد... داشت آماده میشد که رو پاهای خودش بایستد و بگوید من هستم... داشت راه رفتن را می آموخت... اما امروز که سه سالش هم تمام شد هنوز مثل نوزاد شش ماهه می ماند...
حسن عباسی دارد از انقلاب اسلامی و فرهنگ حرف میزند و گریزی هم میزند به فیلم و سریال های هالیوود... به سریال "فرینج" و "24" و فیلم "اینسپشن" و "شبکه اجتماعی"... از جهان های موازی و مجازی صحبت میکند و انقلاب نرم... از اینکه الان جنگ، جنگ توپ و موشک و تفنگ نیست؛ جنگ قلم و فیلم و ماهواره و وب سایت و وبلاگ است... جنگ یوتیوب و فیس بوک و توئیتر است... می گوید اگر در این نبرد مجهز و آماده نباشیم، شکست حتمی ست... حسن عباسی از جهان مجازی میگوید و من با خودم فکر میکنم حسن عباسی که بود و که هست... داشتم با خودم فکر میکردم او که این وری است، پس اعتقادات و تفکراتش مورد قبول باید باشد... یاد حرف های چند سال پیشش می افتم...
بعد با خودم گفتم پس چرا چند ماه بعد از تولد دو سالگی، به جای اینکه کاملا به حرف بیایی و صحبت کنی، به یکباره لال شدی و همان چند کلمه ای را هم که غلط ادا میکردی، از یاد بردی؟... چرا توضیح دادن دنیای مجازی و زندگی در آن، سخت بود که من هرچه گفتم نفهمیدند... مگه آنها مثل حسن عباسی فکر نمی کردند؟ چرا نتوانستم توضیح بدم؟ چرا امروز سه ساله شدی اما هنوز به حرف نیامدی؟
"امتحانه ها. حکما امتحانه... سخت باش... یا علی مددی..." *
.
.
پی.اس1: ღ♥ღ من ِ او ღ♥ღ امروز سه ساله شد...
پی.اس2: * من ِاو – نوشته رضا امیرخانی...
پی.اس3: دل پری دارد این سه ساله ما... لال از دنیا می رود...
پی.اس4: بچه زود فحش یاد میگیرد، اگر جلویش فحش بدهی، زود تقلید میکند... اگر از دستت در رفت و فحش دادی و بچه هم یاد گرفت، زبانش را نَبُر... برایش با زبان نرم توضیح بده که فحش چیز بدی ست؛ قبول میکند... سرتق هم که باشد و قبول نکند، مدتی تو را ببیند که فحش نمی دهی، او هم فحش از سرش می افتد...
پی.اس5: به امید روزی که در واقعیت، پیروزی را ببینیم... نه در خواب و خیال...
پی.اس6: به امید روزی که در جواب ِجهان های مجازی فقط از امنیت در این جهان ِمادی، حرف نزنیم و کمی هم به فکر امنیت در جهان ِمجازی باشیم... نه آن امنیتی که در اتاقی بدون پنجره است؛ آن امنیتی که با باز گذاشتن پنجره ها خدشه دار نشود...
می گویند هیچکاک بعد از هر فیلمی که می ساخت، میگفت: "این فقط یک فیلم است" بد نیست بدانید که اینجایی که الان در آن حضور دارید یک وبلاگ است و هم به خودم و هم به شما یادآوری میکنم که: "این فقط یک وبلاگ است"...