و جريان اين جوري اتفاق افتاد

که تقريبا توي سخت ترين روزِ کار


گروهِ محکوميني که سقفِ کارخونه رو  در بهار سالِ 1949 قيرپاشي مي کردند


ساعتِ 10 صبح دست از کار کشيدند


و در حالي مشروب خنک مي نوشيدند


که اونا رو از دست خشن ترين نگهبان هايي که تا حالا به شاوشنک

 

قدم گذاشته اند، هديه گرفته بودند...


مثل انسان هاي آزاد لم داده بوديم و در حاليکه


آفتاب روي شانه هامون بود، آبجو مي خورديم


انگار که خونه خودمونو داشتيم قيرپاشي مي کرديم


ما پادشاه همه ي مخلوقات بوديم...*

 

.

.

 

پی.اس1: * فیلم رهایی از شاوشنگ – فرانک دارابانت...

 

پی.اس2: آلمان 2 – 1 هلند...